ميرزا بيگ جنابدى

41

روضة الصفويه ( فارسى )

3 - « در اين سال [ - 920 ] سلطان سليم پادشاه با استادگان بارگاه خاقان جم‌جاه در مقام عصيان آمده ، باعث مخالفت او آن كه چون خان محمّد استاجلو بر ديار بكر استيلا يافته » . 4 - « چون فصل شتاء به نهايت انجاميد ، شاهد گل از پى صيد بلبل چهره برافروخت و بر مسند - زمرّدفام نشست » 5 - « در اين سال [ - 937 ه ق . ] راقم حروف حسن روملو در بلدهء قم متولّد شد . » با تنى چند به طرف فارس تاخته . . . » و در ورق [ 57 الف ] راجع به آخرين مرحلهء فرار مراد بيگ مىخوانيم : « . . . مهابت قرب وصول پادشاه دشمن‌شكن اركان قرار و اقتدار سلطان مراد نامراد را متزلزل ساخته چون كبك و درّاج از حملهء شاه‌باز . . . گريز بر ستيز اختيار نموده از شيراز رخت نجات به جانب شوشتر و اهواز كشيده در آن مقام نيز قرار از مكنت اقتدار خود مسلوب يافته پناه به دارالسّلام بغداد برد . » در متن مصحّح علّت لشكركشى سلطان سليم به ايران بدين صورت قيد شده است : « . . . بعد از وى [ - با يزيد دوّم ] پسرش سلطان سليم بر سرير جهانبانى پا نهاده بخلاف آبا و اجداد از جادّهء مستقيم سلامت نفس منحرف گرديد و با خدّام كرياس گردون اساس مرتضوى انتساب در مقام عناد و مخالفت درآمده . . . طمع در ديار و أمصار عراق و آذربايجان نمود و بنا بر اظهار اقتدار و استظهار بر لشكر بيشمار نخست متوجّه آذربايجان گشته ايلچى [ يى ] به درگاه جهان‌پناه ارسال فرمود . » [ 17 ب ] گفتنى است كه چنين مطلبى كه بنا بر اظهار استاد گلچين معانى مربوط است به سال 930 ه ق . يعنى سال مرگ شاه اسماعيل اوّل ، اصلا در متن مصحّح نيامده است . چنين مطلبى راجع به وقايع سال 937 به هيچ عنوان در متن مصحّح نيامده است .